تبليغاتX
نيروهاي دروني و متافیزیک _ ورزشهای رزمی

نيروهاي مرموز وجودي انسان و دست يابي به اقتدار

نیروهای درونی

نيروهاي نهفته دروني انسان

 

                                   سالها دل طلب جام جم از ما مي كرد              

                                آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مي كرد

توانايي هاي دروني انساط در مكاتب و هنرهاي مختلف مورد توجه قرار گرفته است ، در بين مكاتب ، مكتب بودا و در بين هنرها ، هنرهاي رزمي و يوگا بيشتر به اين موضوع پرداخته اند ، علومي مثل «چي كونك» سعي دارد تا با كشف و پرورش نيروهاي دروني انسان بيشتر بسوي سلامت و موفقيت گام بردارد.

 


                                    اي نا مه اسرار الهي كه توئي    

             وي آيينه جمال شاهي كه توئي

                                بيرون ز تو نيست هر چه در عالم است

             از خود بطلب هر آنچه خواهي كه توئي


 

1_    تمركز فكر چيست؟

 

                       اگر به جيب تفكر فرو كني سر را       

                                                                      گذشته هاي قضا را ادا تواني كرد

                    و ليكن اين صفت رهروان چالاك است 

                                                                       تو نازنين جهاني ، كجا تواني كرد

جمع كردن تمام حواس روي يك موضوع را تمركز فكر مي گويند ، علم امروزي روي تمركز فكر تاكيد فراواني دارد قبل از اين نيز اكثر بزرگان از اين موحبت الهي برخوردار بوده اند.

 

           زفكر تفرقه باز آي تا شوي مجموع               به حكم آن كه چو اهرمن شد سروش آمد

 

 

_ تمركز فكر ارشميدوس

 

سپاهيان روم با كشتيهاي جنگي به سواحل شهر نزديك شده بودند ، ارشميدوس به كمك نبوغ رياضي خود منجنيقهايي ساخته بود كه از اين منجنيقها با پرتاب سنگهاي بزرگ تعدادي از كشتيهاي دشمن را غرق كرده بودند . ارزشميدس در اتاق محقرش مشغول حل مسائل رياضي و تكميل اختراع خود بود كه سربازان دشمن ارشميدس را پيدا كردند ، فرمانده سپاه به سربازانش دستور داده بود كه هر جا ارشميدس را پيدا كردند ، او را زنده نزد وي بياورند . عدهاي از سربازان به خانه ارشميدس ريختند ، چون ارشميدوس را نمي شناختند از او اسمش را پرسيدند . ارشميدس مشغول حل مسائل رياضي بود و چنان فكرش متمركز بود كه متوجه ورود سربازان نشد و پاسخ آنها را هم نداد  زيرا در اثر تمركز فكر قوي اصلاً صداي آنها را نشنيده بود . سربازان دوباره سوال كردند ، ولي جز بي  اعتنايي و سكوت جوابي نشنيدند ، لذا عصباني شده و با وارد كردن ضربهٌ شمشيري بر گردنش سرش را از تن جدا كردند .

شما حواستان باشد به سرنوشت ارشميدس دچار نشويد !!!!!......  

 

2_   حس ششم

 

تمركز فكر و حس ششم از جمله  تمريناتي است كه  در تمرينات پاراپيسيكولوژي وجود دارد ، از جمله تكنيكهاي ريلكس شدن ( شُل بودن ) براي ايجاد و يا عميق كردن خلسهٌ هيپنوتيزمي و در تمرينات «مديتيشين ، يوگا ، ذن» از تمركز فكر و حس ششم استفاده مي شود حواس پنجگانه ما (بينايي ، شنوايي ، بويايي ، چشايي ، لامسه) به ما كمك مي كند تا به نحو مطلوبي به حوادثي كه در جهان اطراف ما اتقاق مي افتد پي ببريم ، اما حس ششم حاصل پنج حس ديگر را از طريق فرايند علت و معلول فرضي جمع آوري كرده و به فرايند بين علت از طريق معلول قوت مي دهد و حس مستقيمي مانند حواس پنجگانه نيست بلكه ادراك روحي ماوراءالطبيعي است . حس ششم كه آن را فراست يا ادراك نيز مي نامند در علوم مختلف مخضوصا علوم مربوط به ورزشهاي رزمي كاربرد فراواني دارد.

 

_ آثار علمي حس ششم :

 

در استفاده كردن از نيروها دروني علاوه بر آن كه محدوديتي در تاثير علمي آن وجود ندارد ، خطراتي نيز براي بشر بوجود نمي آورد . اكنون ساختمانهايي در زمين وجود دارد كه مطلقاً با سنگ ساخته شده است ، از سنگ بودن ساختمانهاي قديمي عجيب نيست ، ولي اين مطلب قابل توجه است كه هر يك از اين سنگها ده تن وزن دارند و بعضاً تا ارتفاع بيشر از ده متري بلند كرده شده اند . ميگويند براي بحركت درآوردن هر يك از اين سنگها نيروي بدني  60 هزار نفر لازم است كه يكباره به فعاليت درآيد ؛ در واقع تا كنون كسي در دنيا نتوانسته چگونگي ساختمان اين احجار را توضيح دهد و توجيه نمايد.

نظير اين ساختمان  در لبنان موجود است و موسوم به«ايوان بعلبك» است و تاريخ آن 900 سال قبل از ميلاد مسيح است. خانه كعبه در عربستان در حدود ده هزار سال پيش ساخته شده است و مطابق قصص قرآن و تورات ، توسط ابراهيم و فرزندش اسماعيل (يا اسحق) ساخته شده است . يعني توسط دو نفر ! البته هر دو پيامبر بوده و تواناييهاي استفاده از نيروي جسمي و روحي خود را تا حد كمال داشتند.

يكي ديگر از شگفتيهاي كره خاكي ؛ هرم خئوپس (  از اهرام ثلاثهٌ مصر ) مي باشد كه از حوصله اين بحث خارج است و بعداً به آن خواهيم پرداخت.

 

3_   نيروي چي _ چي كنگ :

 

 

نيروي چي در مفهوم به نيروي حيات اطلاق مي شود و يكي از پيچيده ترين مفاهيم هنرهاي رزمي ، طب سنتي  انرژي درماني و يكي از شگفت انگيزترين فلسفه هاي كهن سرزمين چين مي باشد . در بسياري از ورزشهاي رزمي مانند «كونك فو يا ووشو» كه بيشتر با تمرينات تنفسي همراه هستند مورد تمرين قرار مي گيرد.

در اثر بكار انداختن اين نيرو اساتيد قادر به انجام كارهاي خارق العاده هستند ؛ ( مانند تاثير بر حريف فقط با نگاه ، مقاومت بدن در مقابل ضربات مهلك و يا معالجه افراد با انتقال نيرو ) در عرفان و تصوف ما نيز موارد بسياري موجود است كه نشانگر وجود نيروي خارق العاده مي باشد.

چي به معني هوا يا تنفس مي باشد ، در فرهنگ هنرهاي رزمي چين ، چي انرژي حاصل از تنفس معني شده است . در كل چي كنگ به يكسري تمرينات تنفسي گفته مي شود كه سبب پديدار شدن نيروي دروني در انسان مي شود .

البته اين نيرو توسط انرژي « ين و يانگ » و نيروهاي عظيم كيهاني كه در هوا پراكنده است بدست مي آيد. يعني اينكه هنرجويان نيروهاي دروني از طريق انجام يكسري فرمهاي كاملاً تخصصي و تمرينات سخت و طاقت فرساي تنفسي ، انرژي عظيم كيهاني را به طريق انجام تنفس در عين عمل دم از هوا گرفته و در مركزي بنام مركز قدرت « تان تين » حبس نموده و ذخيره مي كنند و اين انرژي ذخيره شده در موقع لزوم از طريق نيروي فكر به هر قسمت از بدن كه لازم باشد انتقال مي يابد و مورد استفاده قرار مي كيرد . بعنوان مثال ذره بين در مقابل نور آفتاب يك نمود عيني مي باشد ؛ زماني كه ذره بين را در مقابل نور آفتاب قرار مي دهيم . نور آفتاب را در يك مركز جمع نموده و تبديل به حرارتي سوزاننده مي كند . در حقيقت «تان تين» مانند ذره بيني است در بدن ما كه نيروي عظيم كيهاني را در يك نقطه جمع نموده و تبديل به يك نيروي خطرناك و كشنده مي كند . ( دستيابي به اين نيرو ساليان متمادي تمرينات سخت و رياضتهاي زياد و استاد مجربي را مي طلبد ) .

انسان بعد از ساليان متمادي تمرينات اصولي وقتي موفق شد به اين نيروي عظيم دست يابد ، مي تواند در زندگي خود نفعهاي زيادي را ببرد . و اين نيرو مانند زرهي فولادين است بر بدن كه مي تواند انسان را در مقابل خطرات بزرگ و بيماريهاي مهلك محافضت نمايد.

              

        شد آنكه اهل نظر بر كناره مي رفتند

                                                                             هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش

         به بانگ چنگ بگوييم آن حكايتها

                                                                             كه از نهفتن آن ديگ سينه مي زند جوش

 

4_   تله كينه سيس و حركت اشياء بدون لمس :

 

تله كينه سيس يا ، پيسيكوكي نه سيس ، به معني تاثير گذاشتن ذهن يا روان آدمي بر روي اشياء موجود در محيط پيرامون است.

بدن انسان در يك پيله پيچيده شده است . اين پيله با نوري مانند نور بنفشهٌ دريايي مي درخشد. در حقيقت الكترومغناطيس بدن براي چشم غير مسلح نامرئي است ، اما واقعاٌ وجود دارد .

هر عملكرد جسمي از بهم زدن پلك چشم كرفته تا تصور يك رويا ، تارهايي از جريان را به پيله نزديك مي كند . حركت اشياء بصورت ناخودآگاه عملي بدون احتياج به تلاشي زياد است . شخص بدون هيچگونه فشار قابل ملاحظه اي جريان انرژي را از بدن خود خارج مي سازد . اين انرژي عمر كوتاهي دارد ، معمولاً بدون جهت گيري است و به اولين شيئي كه در راه خود با آن مواجه مي شود ضربه زده يا آن را تسخير مي كند.

زيست شناسي از دانشكاه ايالتي مسكو بنام «ادواردناموف» طي يك آزمايشي محتويات قوطي كبريتي را روي ميز پخش كرد و (نليا) كه در سن چهاده سالگي در خطوط مقدم ارتش سرخ مجروح شده بود و مدت زيادي را براي درمان در بيمارستان بستري بود و به پرورش تواناييهاي دروني خود پرداخته بود ، دستش را بالاي چوب كبريتها گرفت و آنقدر با فشار و زور تكان داد تا تمام كبريتها مثل تيرهايي كه بوسيله جريان رود حمل شوند ، پشت سر هم به طرف لبه ميز راه افتادند و يكي پس از ديگري روي زمين سقوط كردند «ناموف» براي اينكه احتمال كشيده شدن بوسيله جريان هوا ، نخ يا سيم را منتفي كند ، دسته كبريت ديگري را زير يك صفحه پلاستيكي شفاف قرار داد ، اما باز «نيليا» آنها را واداشت مانند ماكوي پارچه بافي به اين طرف و آن طرف بروند ، سپس پنج سيگار را زير يك ظرف بلورين قرار داد و به حركت درآورد. بعداً سيگارها را ريز ريز كردند تا مطمئن شوند جيزي داخلش نيست .

اين مفهوم براي ملل شرق به ويژه ايرانيان موضوعي كاملاً شناخته شده است و مثالهاي متعددي مرتبط با آن به وفور در كتب قديمي به چشم مي خورد.

« شيخ نظام الدين خالدي ، و پديدهٌ پيسيكوكي نه سيس »

وقتي تجديد وضو كرده بود خواست كه محاسن را شانه كند شانه در طاق بود ، و كسي هم نزديك آن نبود كه شانه را به دست شيخ بدهد . شانه از طاق بجست و خود را بدست شيخ رسانيد.

 

5_   مانيتيزم وهيبنوتيزم :

 

       من ندانم به نگاه تو جه رازي است         كه من آن راز توان ديدن و گفتن نتوان

 

برخي از افراد از جاذبيت خاصي برخوردارند ، حدود نيم قرن است كه روانشناسان روي اين موضوع تحقيق مي كنند ، ، آنها كوشش ميكنند كه در طبيعت اين حالت قابل ستايش را تعريف كرده ، و روشهايي را براي دستيابي به اسرار آن و كشف ريشهُ آن ارائه كنند . نام اين جذابيت را مانيتيسم شخصي مي گذارند . اصولاً هر انسان تشعشعات خاصي را از خود منتشر مي كند كه روي اطرافيان و افرادي كه به آنها فكر مي كند و حتي روي برخي از افراد ناشناس تاثير مي گذارد . تقويت نيروي مانيتيسمي نياز به مراقبت و تمرينات خاصي دارد .اصولا اكثر اين تمرينات به عنوان دستوالعمل ورزشهاي رزمي و قوانين واجب الاجراي آن درآمده است. {البته اكر در جامعه ورزشي كه اصالتها گم شده است اثري از آن باقي مانده باشد.}

تاثير فكر بر جسم و بدن غير قابل انكار است تمركز روح و روان در آنچه كه شما كمال مطلوب مي دانيد بايد چنان باشد كه هنگام ورزش و پرورش روزانه جسم ، هر گاه خود را در حال ورزش كردن در مقابل آيينه مي بينيد تصوير خود را بعنوان ورزشكاري كه در ذهن مي پروانيد و دوست داريد در آن حد باشيد و خود را جانشين آن بكنيد ببينيد ، بايد با انرژي و قاطعيت بسياري بخواهيد كه به تكامل مورد نظرتتان برسيد . تلاشهاي مكرر ، شما را به هدف خواهد رساند و به كمك قابليت تاثير فكر پيشرفتتان آسان خواهد شد و در هنرهاي رزمي از تمركز فكر و تجسم خلاق جهت ارتقاء سطح فني استفاده هاي زيادي خواهيد كرد.

راجع به ارتباط تجسم و خودتلقيني و خودباوري « تاثير ذهن بر جسم » آزمايشات فراواني بعمل آمده است . بعنوان مثال يك ورزشكار را در جلسات متعدد تحت خواب مغناطيسي قرار داده اند و وزنه اي در دست چپ او قرار داده ، در آن حال به او تلقين كردند كه تو با دست راستت ورزش مي كني در حالي كه عملا با دست چپ تمرين مي نمود پس از مدتي در آزمايشات به عمل آمده معلوم گشت كه دست راست او تقويت شده است .

 

6_   تاثير شفابخشي :

 

اساتيد واقعي و عارفان حقيقي با تقويت نيروهاي دروني و تاثير نيروي جسم بر بدن  خود مي توانند بر افراد مختلف از جمله بيماران نفوذ كرده و در بيشتر مواقع آنها را تحت درمان قرار دهند . اين يك حقيقت غير قابل انكار است كه  « ذهن آدمي قادر است او را بيمار سازد و يا سالم گرداند » .

اساتيد واقعي و افرادي كه از نيروهاي دروني بهره مي برند  مي توانند با ارتعاش و انتقال دادن نيروهاي نهفته خود توسط چشمها ، دستان و حتي فكر بصورت تاثير از راه دور و .....تاثيرات غير قابل انكاري بر محيط و اطراف خود  بگذارند.

 

7_    تله پاتي‌ :

 

  ارتباط فكر بين دو انسان يا يك نفر با چند نفر را تله پاتي مي گويند كه تقويت اين ارتباط نياز به تمرينات روحي دارد . تله پاتي عملي است كه دو فرد در يك زمان مشخص مي توانند  امواج مغزي خود را براي يكديگر بفرستند و براي هم پيام ارسال نمايند .

بطور مثال اگر دو نفر در دو اتاق مجزا قرار بكيرند و همزمان بر روي يك موضوع مشخصي فكر نمايند ، افكار همديگر را دريافت مي كنند ، البته اين مثال براي افراد مبتدي  و آناني كه تازه تمرينات تله پاتي را شروع كرده اند ، آورده شده است . در سطوح بالاتر حتي مي توان از شهري به شهري  و از كشوري به كشور ديگر پيام ارسال نموده و پيام دريافت نمايند .

خلاصه اينكه خودشناسي و گام برداشتن در جهت تعالي ، نيروهاي دروني زيادي را به انسان ارزاني مي دارد . استاد و مولاي متقيان حضرت علي (ع) الگوي كاملي براي تمام انسانهاي وارسته بالاخص ورزشكاران  است . در فتح خيبر كه حضرت در خيبر را با دست چپ كنده و سپر قرار داده بود ودر پايان آن را چهل زراع پشت سر خود پرتاب نمود ؛ اين در آنقدر سنگين بود كه پس از پايان جنگ هفتاد مرد جنگي سعي كردند آن را از اين رو به آن رو بكنند ولي موفق نشدند . وقتي از آن حضرت سؤال مي شود : « هنگامي كه از اين در بعنوان سپر استفاده كردي ، چقدر سنگيني احساس نمودي ؟ » پاسخ مي فرمايد : « به همان اندازه كه از سپر خودم سنگيي احساس مي كردم . » . بايد دقت كرد كه در خيبر بوسيله قدرت بشري و نيروي عضلاني كنده نشد بلكه با نيروي دروني و ايمان و اعتقاد راسخ آن حضرت و قدرت خداوند كه در بازوان حضرت علي بود كنده شد . خود آن حضرت مي فرمايد :

« ما قَلعتها بِقوَةٍ وَ لكن فلعتها بِقوَةٍ الهّة وَ نَفس بِلقاء رَبّها مطمَئّتهٌ »

( من هرگز آن در را با نيروي بشري از جا نكندم ، بلكه در پرتو نيروي خدادادي و با ايمان راسخ روز واپسين اين كار را كردم ) .  

 

|+| نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 ساعت 17:27  توسط بابك  | 

ریلکس

و اما تمرين ريلكسيشن

 

بهتر است به حالت درازكش به پشت به طوري كه فاصله پاهايتان از هم به اندازه عرض شانه بوده و پشت دست ها روي زمين باشد تمرين را انجام دهيد. اما در وضعيت نشسته نيز ميتوان تمرين كرد( در حالت نشسته روي زمين - مبل راحتي يا صندلي)كه در اينصورت بايد دقت شود كه پشت و ستون فقرات و سر و گردن بحالت طبيعي و صاف باشد و اگر چنانچه تمرين بر روي صندلي ويا مبل انجام مي شود  ساق پا عمود بر زمين و كف پا ها بر روي زمين قرار بگيرد. نخست از وضعيت پاهايتان آگاه شويد  توجهتان را به سمت پاهايتان معطوف كنيد و آنرا  احساس كنيد. به پاهايتان از نوك انگشتان پا تا مچ پا  توجه كنيد از آنها آگاه شويد و  فرمان شل شدن وآرامش را به آنها صادر كنيد. آرامش را در اين قسمت احساس كنيد - آرامشي عميق و لذت بخش -  و لذت ببريد.پس از ريلكس كردن  نوك انگشتان تا مچ پا به سراغ بخش بعدي  يعني ساق پاها برويد. اينجا هم درست  به همان ترتيب  ابتدا از  ساق پايتان  آگاه شويد  و بعد فرمان آرامش و شل شدن را صادر كنيد. آرامشي عميق و لذت بخش را در ساقهايتان احساس كنيد و لذت ببريد.

پس از ساق پا نوبت به رانها - عضلات باسن -كمر - شكم -  كتفها - سينه - گردن و در نهايت سر و صورت مي رسد.تك تك اين قسمت ها را هم به همان شيوه و به ترتيب شل و ريلكس كنيد و لذت ببريد. حال پس از ريلكس كردن  قسمتهاي مختلف بدن به صورت جدا جدا  و به ترتيب  به  ريلكس -شل بودن وآرامش در سراسر بدنتان توجه كنيد و لذت ببريد. آرامش را در وجود خود كاملا احساس كنيد - آرامشي عميق و لذت بخش. آرامش را احساس كنيد و لذت ببريد.

تا زمانيكه دوست داشته باشيد و برايتان لذت بخش باشد ميتوانيد در حالت ريلكس باقي بمانيد .  ميتوانيد در اين حالت  با  استفاده از قوه خيال سفري ذهني به دامان طبيعت(كنار دريا - جنگل- كوه و.... ) و يا اماكن معنوي (زيارتگاههاو...)  داشته باشيد  براي اين منظور كافي است براحتي خود را در آن مكان تصور كنيد. تصور بودن در طبيعت و يا اماكن مقدس( كه سرشار از امواج  آرامش  هستند) باعث عميقتر شدن ريلكس و آرامش شما مي شود .همچنين ميتوانيد  با تكرار عبارت هاي تاكيدي مثبت  ذهن  براي موفقيت هاي مورد نظرتان بر نامه ريزي كنيد و تاثيرش را به عينه در زندگيتان ببينيد. عبارت هايي مثل :

_ من هر روز از هر نظر بهتر و بهتر مي شوم.

_ من با آغوش باز پذيراي تمام موهبت ها ي زندگي هستم.

_ من دقيقا به همين گونه كه هستم  زيبا  نازنين و دوست داشتني هستم.

_من از بودنم  خوشحالم و خداوند را سپاس مي گويم.

_ من كانالي گشوده براي جريان عشق الهي به ديگران هستم.

_ من كانالي گشوده براي جريان نور و خير و بركت  به پيرامونم هستم.

و ....

و يا اينكه اصلا هيچ كاري نكنيد و  صرفا از آرامش و احساس رهايي لذت ببريد. و هر موقع كه خواستيد از حالت ريلكس خارج  شويد  به همين راحتي ، ابتدا در ذهنتان به خود بگوييد كه مي خواهيد با پنج شماره از ريلكس  خارج شده و كاملا هشيار و بيدار شويد و بعد  خيلي آرام و شمرده تا پنج بشماريد   دست ها و پاهايتان را آرام تكان بدهيد و به خود بگوييد كه كاملا هشيار و بيدار هستيد. دست هايتان را به هم و بعد به صورتتان بماليد و چشمانتان را باز كنيد.

اكنون كاملا سرحال شاداب آرام و پر انرژي ميتوانيد به كارهايتان برسيد.

 

با سلام خدمت دوستان

 

امشب قصد دارم در مورد ريلکسيشن براي شما دوستانم بنويسم.با توجه به اين که ريلکسيشن علاوه بر نقش مهمي که در تمرينات متافيزيک و تمرينات دروني دارد داراي فوايد بسيار ارزشمند ديگري نيز هست که بطور کلي براي هر انساني مفيد و سودمند ميباشد و بخا طر همين جزو مواردي هست که خيليها طالب آن هستند .

ريلکس و يا به قول فرهنگستان ادب فارسي "آرمش" يا "آرميدگي" از نظر لغوي به معناي سست کردن، شل شدن و تخفيف يافتن و.... مي باشد اما در روانشناسي و فراروانشناسي اصطلاحي است که به وضعيت خاص جسمي و رواني اطلاق ميشود که در اين وضعيت جسم و ذهن هر دو کاملا رها وآزاد از تنش و انقباض در آرامش عميقي قرار گرفته باشند.

گفته مي شود که ريشه بالاي 80% بيماريهاي انسان تنش هاي رواني و انواع استرس ها مي باشد.اين آمار خود به زبان بي زباني ارزش و اهميت و فايده هاي ريلکسيشن را فرياد مي زند.

ريلکسيشن باعث تمدد و تقويت اعصاب مي شود. با برطرف کردن تنشهاي جسمي از خستگي و فرسودگي "تن" جلوگيري مي کند.

باعث آرام و متعادل شدن ذهن و همچنين بعد احساسي و عاطفي وجود انسان مي شود و سبب فعال شدن نيمکره راست مغز و هماهنگي نيمکره هاي چپ و راست ميشود و خلاقيت بسيار بالا را برايتان به ارمغان مي آورد.

کساني که جلسات منظم ريلکسيشن دارند کلا سرحال تر و شاداب تر مي شوند از نظر احساسي و عاطفي متعادل تر مي شوند وذهنشان هم روشن تر و منظم تر مي شود. حتي سيستم ايمني بدنشان هم نيرومندتر شده و به ثبات و تعادل رواني بيشتري مي رسند.

اينها توضيح مختصري بود درباره ريلکس و فوايد آن اما به قول معروف دو صد گفته چون نيم کردار نيست پس مي رويم سراغ عمل و تمرين عملي ريلکسيشن تا خودمان "لذت ريلکس" و فوايد آنرا شخصا تجربه کنيم.

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385 ساعت 0:57  توسط بابك  | 

داستانهاي واقعي خود درماني

داستانهاي واقعي از معجزه هاي خود درماني

 

قهرمان اولين داستان ما مرد بيماري است كه بوسيله نيروي ذهن توانست خود را درمان كند . بطوري كه در عنوان آمده ؛ اين داستان واقعي است .

اسم اين مرد «آقاي ايكس» است ، او اكنون يكي از اشاعه دهندگان روش درمان بوسيله نيروي ذهن مي باشد . داستان آقاي ايكس را از زبان خود او بيان مي كنيم :

     در چهارده سالگي به  اسلئوميليت (Asleomyelitis) كه بيماري شبيه به سرطان استخوان است مبتلا شدم ، در اين بيماري سلولهاي استخواني بتدريج از بين مي روند ؛ در من اين فرسودگي در ناحيه زانوانم به وقوع پيوست ، پزشگان سعي كردند در مرحله اول با تجويز آنتي بيوتيك به درمان من بپردازند ولي اين روش فايده اي براي من نداشت ، پس از آن قرار بر اين شد كه هر سال يكبار زانويم مورد عمل جراحي قرار بگيرد ، در طي عمل پزشگان سعي كردند از طريق اشعه درماني و تابندن اشعه بر روي عفونت آن را از بين ببرند ولي اثر اين جراحي فقط حدود دوسال دوام پيدا كرد ، پس از آن آنها سعي كردند روش ديگري بكار ببرند ، در اين روش نخست بافتهاي ناسالم را زا پايم جدا كردند و پس از بمباران با اشعه آنها را دوباره سر جاي خود قرار دادند ، اين عمل هر دو هفته يكبار انجام گرفت ولي متاسفانه مثمر ثمر واقع نشد .

يك روز زانويم به شدت ورم كرد ، بطوري كه اندازه آن به بزرگي يك بادكنك رسيد و من ناچار به استفاده از چوب زيربغل شدم ، درد پايم شدت گرفت و هيچكدام از روشهاي پزشگي نتيجه نداد و پاي من در آستانه قطع شدن قرار داشت ، از آنجا كه ديگر قادر به حركت نبودم در بسترم دراز كشيدم ، ورم زانويم قريباً به اندازه يك توپ واليبال شده بود بطوري كه پاچه شلوارم از روي زانويم رد نمي شد ؛ همان شب با خودم گفتم اگر من واقعاً به روش درمان ذهني كه دوره آن را گذرانده ام ايمان دارم پس لازم است آن را امتحان كنم بنا بر اين با شمارش معكوس در سطح آلفا قرار گرفتم ، بخاطر آوردم كه گويچه هاي سفيد خون قادر به از بين بردن سلولهاي عفوني هستند ، پس شروع به تجسم گويچه هاي سفيد بدنم كردم و آنها را از تمام نقاط بدنم فرا خواندم ، اين فرا خواني را نخست از انگشتان پايم شروع كردم . از تمام گويچه هاي سفيد بدنم خواستم كه بسمت زانوي آسيب ديده ام حركت كنند ، در خيالم چنين ديدم كه لشگري از گويچه هاي سفيد بدنم به ميدان جنگ هجوم مي آورند .

زماني كه لشگري از گلبولهاي سفيد گرد آمدند ، آنها را سوار بر اسبان سفيد و مجهز به سپرها و شمشيرهايي سفيد نمودم ، پس از انسجام اين ارتش در خيالم به آنها دستور آماده باش دادم ، پس از آن فوجي از نيروهاي اين ارتش بسوي منطقهُ اصلي ( مفصل زانويم ) هجوم آوردند و شروع به مبارزه و گشتار سلولهاي ناسالم نمودند ، لازم به توضيح است كه سلولهاي ناسالم را در خيالم ضعيف ، لاغر ، سياه و با شمشيرها و سپرهايي از كار افتاده تجسم كرده بودم .

در خيالم گروه ، گروه از نيروهاي خودي را به منطقه نبرد گسيل داشتم . اين تصاوير ذهني را كاملا با واقعيت عجين كرده بودم ، بطوري كه زانويم داغ شد . ولي هنوز پيروزي تكميل نشده بود .

فكر كردم پزشگان معمولا سعي مي كنند سلولهاي ناسالم را خراش دهند و از بين برند ، بنابراين يك دستگاه اشعه ليزر را وارد ميدان كارزار كردم و تلاش نمودم سلولهاي ناسالم را مورد هدف قرار دهم ، چنان غرق در تيراندازي بسوي سلولهاي ناسالم بودم كه ترسيدم مبادا به سلولهاي سالم زانويم آسيب وارد كنم . پس از مدتي دستگاه ليزر را خواموش كردم .

احساسي از درد و خستگي تمام وجودم را فرا گرفته بود ؛ لذا فوراً خواب مرا ربود .

فردا صبح ، پس از بيداري از خواب ، متوجه شدم كه ورم پايم به اندازهُ يك توپ پينگ پنگ رسيده است ، در حدود ظهر ديگر اثري از درد و عفونت در زانويم ديده نمي شد و وضعيت آن روز به روز بهتر مي گرديد ، در تابستان همان سال پس از بهبودي زانويم براي اولين بار واليبال بازي كردم ........

داستان ورزشكار آسيب ديده

 

آقا يوسف يكي از دوستان من است ، وي در اثر تمرينات ورزشي دچار آسيب ديدگي از ناحيه پا شده بود و رگ كشاله ران وي دچار كشيدگي شديد شده بود ، وي نه تنها قادر به انجام تمرينات ورزشي نبود بلكه در حالت عادي نيز درد مي كشيد . آقا يوسف ما تحت نظر پزشكهاي متخصص مختلفي تحت مداوا قرار گرفته بود ولي هنوز از درد گلايه مي كرد ، يكروز به همران بنده به يك پزشك متخصص مراجعه كرديم ، آقاي دكتر آمپول مسكن و شل كننده به رگ بيمار وي  تزريق نمود ؛ تزريق آمپول به رگ داخل گشاله ران نه تنها دردناك بود بلكه تاثيرش دو روز بيشتر طول نكشيد.  

يكروز داستان آقاي ايكس را به وي تعريف كردم و آقا يوسف مشتاق آموختن روش درمان ذهني شد ، وي در عرض سه جلسه تمرين فوق را به خوبي فرا گرفت ، چند روز بعد به  من زنگ زد و از مداوايش خبر داد ، وقتي چگونگي كار را از او پرسيدم واقعاً بعلت ابتكار عملش وي را تحسين نمودم ؛ وي مي گفت : شب پس از ريلكس كامل و آرام نمودن و مهار كردن تخيلات غير ارادي ذهنم در عالم خيال وارد بدنم شدم و مستقيم به سراغ پاي آسيب ديده ام رفته و شروع به ترميم آسيب ديدگيش كردم ، حالت انعطاف پذيري رگ مورد نظر را افزايش دادم و درد را از بين بردم ، پس از اينكه كارم را با رگ مورد نظر پايان يافته ديدم ،  سري به قسمتهاي ديگر بدنم زده و كل بدنم را مرور كردم . آقا يوسف در حين انجام كار درمانيش شديداً احساس نشاط و لذت مي نمود و الان چند سالي از آن موقع مي گذرد و وي نه تنها دردي در پايش احساس ننموده بلكه بطور حرفه اي مشغول انجام تمرينات رزمي است.

 

 

مردي كه بيماري آسم و برونشيت مزمنش را درمان نمود

 

آقاي صولتي از بيماران قديمي من است كه چندين بار مورد انرژي درماني قرار گرفته است   ايشان علاوه بر بيماريهاي قبليشان دچار بيماري «آسم و برونشيت» مزمن هستند . آقاي صولتي براي درمان بيماري اخيرش به من مراجعه نمود ؛ از آنجايي كه فرصت مداواي حضوري ايشان را نداشتم روش درمان ذهني را به ايشان آموختم . يك هفته بعد كه آقاي صولتي را ديدم حالشان كاملا خوب شده بود و براي تشگر پيشم آمده بودند وقتي از ايشان چگونگي درمانشان را پرسيدم با شور و اشتياق چنين جواب داد :

        بعلت تنگي نفس نمي توانستم بخوابم با وجود سردي هوا پنجره ها را باز گذاشته بودم باد  سردي مي وزيد و هواي اتاق را سرد كرده بود و باعث اذيت خانواده ميشد ، به ناچار پنجره را بستم و به پشت دراز كشيدم در اين فكر بودم كه چرا بيماريهاي مختلف دست از سرم برنمي دارند كه به ياد شما و تمرين خوددرماني افتادم ، بدنم را شل كردم و به سختي چند نفس عميق كشيده به خود تلقين نمودم كه حالم بهتر مي شود ، بدنم را شل كردم ، باز هم شلتر بدنم را مرور كردم ؛ نه تنها شل شده بود بلكه از شدت ريلكس قسمتهايي از بدنم را احساس نمي كردم كاملا بي تفاوت به افكارم نگاه كردم ، آرام گرفته بود بنابراين بر روي ضربان قلبم تمركز نمودم پس از دقايقي تمركزم را به ريه هايم انتفال دادم و وارد ريه ها شدم ، جداره داخلي ريه هايم كاملا سياه بود ، انگار جرم سياهي كل ريه ام را پوشانده كيسه هاي هوايي ريه ام به زحمت نفس مي كشيدند ؛ با دستمال سفيد و نرمي كه در دست داشتم شروع به پاك نمودن جرمها و لكه هاي سياه داخل ريه ام نمودم ، دستمال اولي كاملا سياه و كثيف شد آن را دور انداختم و دستمال ديگري برداشتم ، دستمال سوم و چهارم را هم عوض كردم ، لكه هاي سياه قسمتي از ريه ام را پاك كرده بودم كه ديگر چيزي نفهميدم ، به خواب عميقي فرو رفتم ، در خواب شما را ديدم كه باكمك شما  مشغول تميز نمودن ريه ام بودم .

شبهاي قبل هر شب چند بار بعلت حملات آسم نصف شب از خواب بيدار مي شدم و پس از استعمال اسپري سالبوتامول كمي حالم بهتر ميشد ولي آن شب تا صبح از خواب بيدار نشدم و اين امر مايه تعجب خانوادام شده بود. بعد از بيداري ديگر سراغي از بيماري تنفسي من نبود و الان يك هفته است كه دچار حمله آسم نشده ام و خيلي راحت نفس مي كشم .

آقاي صولتي تا امروز كه چند ماه از آن موضوع مي گذرد از حمله آسم يا بيماري تنفسي گله اي ننموده است .   

 حتما معجزه های خود درمانی را مطالعه فرمایید

 

 

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 ساعت 22:40  توسط بابك  | 

معجزه خود درماني

‍‍

بيماريهاي خود را در درمانگاه ذهنتان معالجه كنيد

 

برخي افكار و احساسات ، همچون ترس‌،‌استرس ، و نگراني تاثير منفي شديدي بر بدن مي گذارند و منجر به بيماريهاي روحي و جسمي مي شوند ولي در مقابل افكار و احساسات مثبت مثل احساس شادي ، لذت و آرامش فكر يا تجسم يك مكان دلپذير تاثيرشان بر بدن مثبت است.

آيا شما تاحال از گشيدن يك نفس عميق يا بوييدن يك دسته گل احساس لذت كرده ايد؟ آيا شما جزء گروهي هستيد كه بر مشگلات لبخند زده و با آرامش خاطر به حل موانع زندگي مي پردازيد يا جزء گروهي هستيد كه با هر مشگلي  گره بر ابروان انداخته و خشمگين و عصباني مي شوند .

    حدود پنجاه سال پيش پزشگان پي بردند كه نگراني ، ناراحتي ، خشم و عصبانيت باعث بيماريهاي جسماني بلاخص زخم معده مي شود و همچنين استرس با افزايش گلبولهاي سفيد خون ارتباط مستقيم دارد . تقريباّ مي توان گفت در پشت هر گونه ناراحتي جسماني نوعي از هيجانات و احساسات استرس آور نهفته است ، اگر بهتر بگويم ، بيماري نتيجهً عدم تعادل است و عدم تعادل نتيجه افكار و اعمالي است كه به روش نادرست در زيستن و سرانجام بيماري منجر مي شود بدين ترتيب مي توان با ايجاد تعادل مجدد عامل ناهماهنگي ( بيماري) را از بين برد.

افكار ذهني انسان قادر است انسان را بيمار كند يا بسوي زندگي بدور از بيماري سوق دهد ، اگر شما وقتي كه در اوج خشم و ناراحتي هستيد ، چند لحظه دراز كشيده و چند نفس عميق بكشيد و عضلات بدنتان را شل «ريلاكس» كنيد خواهيد ديد كه خشم وناراحتي جايش را به آرامش و راحتي خواهد داد.

شما با غلبه بر افكار منفي و ناراحت كننده و جايگزيني افكار مثبت خواهيد توانست جلو اكثر بيماريهاي جسماني و رواني را سد كنيد و اگر دچار مرضي هستيد با بهره گيري از روشهاي درمان ذهني بر ناراحتيتان غلبه كنيد ، ما در ذيل روشي را براي درمان بيماريهاي روحي و جسمي به شما عزيزان ارائه مي كنيم كه مطمئناً ثمربخش خواهد بود.

 

آموزش كاربردي خوددرماني بوسيله نيروي ذهن

 

       راحت و آرام به پشت دراز بكشيد يا در يك صندلي راحتي بنشينيد و عضلات بدن خود را كاملاً شل و ريلكس كنيد ، به آرامي چشمانتان را بسته و سياهي چشم را به وسط دو ابرو متمركز كنيد سه بار نفس عميق بكشيد همراه با تنفس احساس آرامش و لذت و نشاط  بكنيد در ذهن خود از شماره 100 تا يك «بطور معگوس» بشماريد با هر شماره معكوس بيشتر احساس آرامش و راحتي بكنيد هنگامي كه به شماره يك رسيديد نظري به تمام بدنتان بيفكنيد و از شل و راحت بودن بدن احساس رضايت و لذت بكنيد سپس دقايقي به تصورات ذهنتان كه بصورت غير ارادي و ناخودآگاهانه در ذهنتان جريان دارد بنگريد و بر آن تمركز كنيد مثل اينكه به فيلمي نگاه مي كنيد كاملاً بي تفاوت ، فقط نظاره گر باشيد تا ذهنتان آرام گردد و مروري بر تصورات ذهنتان داشته باشيد .

سپس عضو بيمار خود را در ذهن مجسم كنيد و در عالم تصور كاملاً واضح و دقيق بر عضو بيمار خود بنگريد ، مثلاً براي درمان بيماريهاي ريوي لكه هاي سياه داخل ريه را بوسيله يك دستمال لطيف و سفيدي به آرامي پاك كنيد كه نتيجه اش از بين رفتن سرفه و بيماريهاي ريوي است ، خرد كردن سنگ كليه با دستها اين بيماري را برطرف مي كند ، اگر شما اتفاقاً دچار بيماري عفوني در عضوي از بدنتان هستيد ، شروع به تجسم سلولهاي سفيد خون بكنيد و آنها را از تمام نقاط بدن فرا خوانيد و مانند يك لشگر مجهز و قوي سازماندهي كنيد ، وقتي سربازان ارتش بزرگ سلولهاي سفيد گرد آمدند ، آنها را مجهز به سلاح كرده و دستور آماده باش بدهيد و سپس دستور حمله به سمت عضوي كه دچار ناراحتي است صادر نماييد به ارتش سلولهاي سفيد كه در نظرتان بصورت نيروي فوق العاده قوي و قوايي شگست ناپذير تصور شده اند دستور جنگ با سلولهاي ناسالم را كه در خيالتان ضعيف ،  لاغر ، سياه و با سلاحي از كار افتاده تجسم شده اند ، بدهيد و تجسم كنيد كه سلولهاي سفيد بدنتان بر سلول ناسالم بيماري غلبه كرده ، آنها را از بين برده و لاشه آنها را به بيرون از بدنتان حمل مي كنند . بعد از اتمام درمان خود توسط تجسم و تصور قوي ، با چند نفس عميق خود را كاملاً شاد و غرق در آرامش تصور كرده و با شمارش يك تا ده به آرامي چشمانتان را باز كنيد و به حالت عادي باز گرديد . خواهيد ديد كه بيماري شما رو به درمان است .

 

حتماً داستانهاي واقعي معجزه خوددرماني را مطالعه فرمائيد.

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 ساعت 14:2  توسط بابك  | 

 

اين همه آموزش توپ !