از جودو درس زندگي بياموزيم
مقدمه
ورزش «جودو» يکي از ورزشهاي قديمي در کشور ژاپن و بنيانگذار آن استاد «کانو» است. واژه «جودو» از ترکيب دو کلمه "جو" به معناي ملايمت ، و واژه "دو" به معني اصل و يا روش است .لغت"جو" از ورزش «جوجيتسو» مشتق شده که توسط سامورائي ها مورد استفاده قرار مي گرفت . پس جودو را تحت عنوان "روش ملايمت" ترجمه کردهاند. استاد کانو، جودو را آميزه اي ا ز قدرت و هنر توصيف کرد که در آن به شما مي آموزد، چگونه از قدرت رقبا عليه خود آنها استفاده كنيد و جودوکار ياد ميگيرد چگونه درصدد اجراي حمله بهموقع در طول مدت مسابقه باشد . جودوکار در حين مسابقه مي آموزد بهدنبال نقاط ضعف حريف بوده و آماده باشد که با تمام قوا به اوحمله کند. البته نکته اصلي در طول مسابقه، بهکارگيري مقدار صحيح قدرت مورد نياز است.در اين ورزش يک آدم ضعيف و سبک وزن با استفاده از فنون جودو ميتواند يک هرکول قدرتمند را بر زمين بزند و بر او غلبه کند يعني يک فرد کوچک اندام با استفاده از اصول "ياوارا" ميتواند مرد قوي هيکلي را پرتاب کند ويا به نحو موثري از قدرتش براي خنثي کردن قدرت يک مرد قوي هيکل استفاده کند .
اصول جودو
در جودو 2 نوع مهارت کلي وجود دارد :
1_ فنون تکنيکي : مجموعه حرکات دقيق که براي غلبه برحريف در پي هم مي آيند.
2_ فنون تاکتيکي : خلق شرايطي که مي توان تحت آن شرايط، فنون تکنيکي را به خوبي بهکار برد. فنون مذکور بر اساس 3 اصل مهم قرار دارد که به شرح هرکدام از آنها مي پردازيم :
اولين اصل، اصل حرکت: در جودو مهمترين نکته برهم زدن آرامش فکري حريف و سپس قراردادن خود در بهترين موقعيت براي حمله است و لازمه اين امر حرکت دادن حريف بهروي تاتامي (تشك مخصوص جودو) و ايجاد موقعيت دلخواه خود است. زيرا بي ثباتي و از بين بردن مرکز ثقل و ايجاد تزلزل در حريف کليد رمز پيروزي در اجراي يک تکنيک صحيح و قوي است. بدن حريف را بايد در يکي از جهات اصلي و يا فرعي از تعادل خارج کرد. حريف را بهوسيله حرکت دادن بدن خود بکشيد و يا هل دهيد، اگر حريف مقاومت کرد، مقاومت نکنيد وبا او حرکت کنيد.
دومين اصل، اصل انعطاف پذيري و يا تعادل: به مثابه درختي است که در طبيعت با وزش بادي قوي از ريشه کنده نميشود، بلکه با جريان باد هماهنگ مي شود. فرض کنيد مردي با قدرت جسماني عدد 10 در مقابل شما ايستاده است و قدرت شما نيز 7 است. اگر او شما را بهشدت هل دهد، مطمئنا به عقب مي رويد و بهزمين مي خوريد، اما اگر بهجاي مخالفت با قدرت حريف، تا حدي در مقابل هل دادن او مقاومت نکرده و خود را به عقب بکشيد، مي توانيد تا اندازهاي تعادل خود را حفظ کنيد. در اين حالت مسلما تعادل او به هم خواهد خورد. حريف که بر اثر عمل ناشيانه خود تعادلش به هم خورده است، ديگر قادر به استفاده از قدرت خود نبوده و قدرتش به 7 کاهش مي يابد. از آنجا که شما تعادل خود را حفظ کرده ايد، قدرت شما در عدد 7 باقي مي ماند واکنون قوي تر از حريف هستيد. حفظ تعادل خود و ندادن فرصت به حريف با حرکات ظريف و تغيير محل دادن به موقع در روي تاتامي و حمله کردن بهطور منظم و پيگير از نکات اصلي در اين مرحله است. *از تکنيک هاي جودو زماني استفاده شود که رقبا قويتر و بزرگتر از شما هستند؛
*حرکات زيرکانه ي رقيب را به دقت دنبال کنيد؛
*انعطاف پذيري را همه جا داشته باشيد و تعديل تاکتيکي را با يک استراتژي بلند مدت ترکيب کنيد.
سومين اصل، استفاده از قدرت اهرمي : اين اصل بلافاصله پس از برهم خوردن تعادل حريف با استفاده از نيروي خود او و با بهکاربردن فني که شگرد شماست انجام مي شود زيرا هنگامي که حريف تعادل خود را از دست داد، قادر نخواهد بود از نيروي خود استفاده کند و تحت کنترل قرار مي گيرد.
از ورزش رزمي جودو مي تواند به 4 نکته قابل در زندگي و كسب و كار دست يافت :
-1 تمرکزي عميق و دقيق بر روي هسته تجاري خود داشته باشيد.
-2 روحيه تهاجمي داشته باشيد ولي از حمله مستقيم اجتناب ورزيد.
-3 داراي برنامه بوده و در جهت حرکت روي محور اصلي و اساسي، آمادگي داشته باشيد.
-4 بهدنبال استفاده از قدرت اهرمي در نقاط قوت باشيد.
استعاره ها در تجارت بسيار فراگير هستند چرا که به يک جرقه ذهني آني منجر مي شوند. در نگاه اول، جودو شبيه ديگر استعاره ها و پديدهاي دنياست که مي تواند در نظريه هاي تجاري و تجزيه وتحليل و استراتژي ها بهکار گرفته شده و براي شرکتهاي کوچکي که بهدنبال راهي براي غلبه بر رقباي قدرتمند هستند، درسهاي مفيد و آموزنده اي را اشکار مي کند .
در ورزش جودو سعي مي شود از قدرت حريف عليه خود او استفاده شود. در عرصه سياست ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه شايد بهترين مثال عيني اين موضوع باشد ، اوکه تربيت شده کا.گ .ب، بود به خوبي با جودو آشنا بود و تکنيکهاي جودو را هنگام انتخابات رياست جمهوري براي شکست رقبا استفاده کرد و پيروز ميدان شد. جودوکار ماهر مي تواند برتريها و نقاط قوت رقيب را در ثانيه هاي اول مسابقه درک وتحليل کرده واز آن اشتباهات به نفع خود استفاده كند. از جودو وتکنيکهاي آن در بازار نيز ميتواند استفاده كرد . با بررسي تمامي جوانب و اصول و تکنيکهاي شرح داده شده مي توان موارد ذيل را مورد توجه قرار داد :
الف - هرگز شما آغازگرحمله نباشيد؛ جودوکاران مبتدي که تجربه زيادي در مسابقات ندارند، امکان دارد با ديدن سالن مسابقه و يا سرو صداي طرفداران به وجد آمده و بي محابا و بدون فکر به حريف حمله کنند، اين لحظه طلائي يک موقعيت مناسب براي حريف مقابل و با تجربه است، تا او را به حمله بدون فکر تشويق کند و از اين موقعيت سود ببرد. جودوکار کم تجربه و ضعيفتر بايد با سياست و با برنامه حمله را آغاز کند .در دنياي تجارت مي توان گفت که اگرشما نسبت به رقبا از موضع ضعيفتري برخوردار هستيد بايد با زيرکي خاصي از تحريککردن رقباي بزرگ و جدي پرهيز کنيد، چرا که در غير اينصورت به گوشمالي شما ا زطرف آنها منجر ميشود. به عنوان مثال، اگر شما توان ارائه کالا با قيمت پايين و تحمل ضرر کوتاهمدت را بهخاطر نداشتن توان مالي قوي را نداريد بيدليل با رقباي اصلي به جنگ قيمت نپردازيد.
ب - چارچوب و فضاي رقابتي خود را معلوم کنيد؛ اگر شرکت بتواند به تعريف و تعيين چارچوب و فضاي رقابتي خود بپردازد، ديگر داشتن سهم و اندازه کم از بازار، بهعنوان يک عيب براي شرکت مطرح نيست. آنها يک بخش کوچک را که براي رهبران و يا چالشگران بازار چندان مفيد فايده نيست انتخاب کرده و در آن به فعاليت مي پردازند و شرکت ميتواند از اين مزيت نسبي خود، نسبت به ديگر رقبا با مانوردادن وحرکت کردن به سمت رقابت در مسيري که براي ديگررقبا دشوار است استفاده كند و پيشگام معرکه باشد. بهعنوان مثال گاهي اوقات شرکتي مي تواند کالاهاي خود را بهدليل دسترسي به کانالهاي ارتباطي قوي ، و يا نفوذ در مراکز تصميمگيري کلان و ملي، و يا رانت اطلاعاتي، فناوري خاص و يا نيروي کار ارزان، کالاهايي با قيمت تمام شده کمتري به نسبت رقبا توليد كند که اين يک مزيت براي او ميتواند عامل رقابت در بازار باشد.
ج - به سرعت انجام کار را دنبال کنيد؛ جودو ورزش ثانيه هاست ودر آن لحظه ها، تعيين کننده پيروزي و يا شکست است. با تعريف و مشخصکردن قلمرو رقابتي، شما مي توانيد براي شرکت يک چتر امنيتي فراهم کنيد
د - به رقيب خود بچسبيد؛ يک جودو کار مسلط در طول مسابقه با چسبيدن به حريف، مانع از اجراي تکنيک توسط حريف شده و بهدنبال يک موقعيت خوب مي گردد تا بااجراي فنون اصلي و شگرد خود، بهروي حريف مقابل به برتري دست . هدف از چسبيدن به رقبا بايد اين باشد که از موقعيت شرکت دفاع، و آن را تقويت كنيد. شراکت با رقبا، اين امکان را فراهم مي کند که با نيرويي بسيار قوي از موضع شرکت دفاع کرده وگاهي اوقات زودتر ازآنها اقدام کنيد و فرصت پيروزي را افزايش دهيد .نمونه آن شرکتهاي نفتي هستند که تشکيل يک کارتل نفتي را مي دهند. يعني باايجاد يک وحدت رويه سعي مي کنند که يک همدلي بين خود ايجاد کنند. همه شرکتها همچنان که به منافع ملي و سازماني خود توجه ميكنند، نيم نگاهي نيز به وضعيت بازارو مقدار تقاضا دارند و گاهي اوقات يکي از آنها براي کسب منافع بيشتر اتحاد کارتل را ميشکند وديگران را رها مي سازد. پس بهتر است که شما فضا را براي رقابت محدود کنيد، ولي توجه داشته باشيد که با نزديک شدن به رقبا شما بايد از محدوده شخصي شرکت نيز دفاع کنيد.
ه - از مقابله به مثل کردن دوري بجوئيد؛ در مواردي شما ميتوانيد به راحتي بر رقبا غلبه کرده و خود يکهتاز ميدان باشيد مشروط برآنكه وارد يک مبارزه تلافيجويانه و فرسايشي نشويد. نمونه آن آغاز جنگ سرد بين روسيه و امريکا بود. که فکر سياستمداران روس مستقر در کاخ کرملين را صرف ساختن تسليحات نظامي کرد و از ديگرحرکات رقيب غافل ماند. گاهي اوقات در تجارت بايد از مبارزات تلافيجويانه و يا جنگهايي که باعث از بينرفتن منابع مادي و معنوي شرکت مي شود دوري کرد. يعني بهجاي اينکه درگير نزاعهاي فرسايشي گرديد، حالت حمله و تهاجمي داشته باشيد و نسبت به جايگاه خود در بازار واکنش نشان دهيد.
و – هنگامي که توسط حريف کشيده مي شويد ، حريف را هل دهيد؛ جودوکاران هنگام اجراي فنون در مسابقه سعي ميکنند که هريک ديگري را به سمت خود کشيده، تعادل اورا بر هم زده و اورا به سمت خود بکشد، واز نيروي رقيب بهنفع خود استفاده کند. چرا که اگر حريف مقابل به سمت شما بيايد، اجراي تکنيک بسيار راحت وساده است. در اين مورد بايد گفت که در دنياي تجارت شرکت مي تواند با افزودن انتخابهاي جديد به محصولات و خدمات، خود نظارهگر شکست رقبا و يا تغيير استراتژي آنها باشد. به عنوان مثال يک شرکت توليدي لوازم نوزاد در آمريکا توانست با ارايه محصولاتي با قيمت پايينتر و کيفيت بالاتر، با رقباي اصلي خود به رقابت بپردازد. در حقيقت او به ارائه اين محصولات قسمتي از سهم بازاررقبا را بهدست آورد.

